رضا قلی در جامعه شناسی نخبه کشی پس از ارائه تحلیل هایی در مورد فرهنگ مستعمل ایرانی و درونی شدن عادت " نخبه کشی و تن پروری " در لایه های زیرین جامعه به ارائه مصداق هایی از روزگار سپری شده سه سن از نخبگان ( به عیقده او : قائم مقام - امیرکبیر - مصدق ) روی می آورد و آن را دلیلی موجه برای تحلیل های خود می پندارد :
" اندیشه مرسوم جامعه ما ناخودآگاه اول خود را تبرئه می کند سپس گناه همه جنایات را در استبداد و استعمار خلاصه می کند.
این در حالی است که در معنی دقیق خواسته های خود و قالب های اجتماعی و چگونگی رشد و نمو واقعیات عینی مسبوق به آن ها تامل نمی کند.
برخورد تحلیلی دقیق ، کار فکری سنگینی می طلبد و این از فرهنگ فرسوده ، ناتوان و غیر مولد بر نمی آید. پس بهترین چاره ، پیدا کردن " بز بلاگردان " است و چه بهتر که همه گناه یک هزار سال عقب افتادن و کم کاری در زمینه های مختلف را به گردن استبداد و استعمار بیندازیم.