1ـ داستان هاي واقع گرا (رئاليستي): آبجي خانم، محلل، مرده خورها
... روزگاری است بی رنگ و بو . سرگذشتی خالی از حماسه و شور . پر از بطالت و و رفع تکلیف . دست ها کوتاه و صفی پراکنده ، که نه صف است و نه در پراکندگی اش اختلاف دعوایی نهفته . جزایری تک تک و بی رابطه . در میان دریایی از بی خبری و یک دستی.
و گرچه هر که را خیالی در سر و گیرم که قصدی بحق ، اما برگردان هر کدام در حد ناله ای .
یکی از قلم کوه سینایی ساخته و سال هاست به جستجوی عبسی در آن حدود می پلکد. دیگری همرنگ جماعت شده - چرا که قلم را اسب و علیق پنداشته . دیگری از آن نردبانی ساخته . دیگری یوغ رذالت را بر گردن نهاده . دیگری به دوربین قلم ، تا سر دماغ بیشتر نمی بیند .دیگری پایین تنه را صحنه اصلی حوادث روزگار کتبی خود کرده . دیگری قلم را غلاف کرده و شمشیر را از رو بسته و در صف عمله شیطان درآمده.
مرثیه ای برای دین 
زاغ را میل کند دل به نشیب ........
بهای عمر طولانی کلاغ ، مرده خواری ست و پناه گرفتن در لوای لاشه ها و لاجرم ناتوانی از اوج و در ارتفاع پست ماندن.
و غرض....... سخنی چند با " پردگیان " نوشته ی " به افتخار ارشاد" هفته نامه رسانه جنوب - شماره ۱۰۴
متن
به همت انجمن نمایش اهواز و اداره کل ارشاد اسلامی خوزستان و به مناسبت عید غدیر خم از 8 تا 11 دی ماه جنگ شادی با هنرمندی پوریا پور سرخ و آواز همایون در تالار مهر برگزار شد.
در متن
« روز عید غدیر تصمیم گرفتم با خانواده ام در جشنی که به همین مناسبت برگزار شد ، شرکت کنم....
باز هم شاهد شوی فشن زمستانه دخترها و پسرها در تالار مهر بودیم....»
هفته نامه رسانه جنوب صفحه 7
حاشیه
در جوهر کلام نویسنده ی این سطور ، زهر سخنان خشک مقدسان بی مغزی نهفته است که هر از چندی ، با طرح مسائلی به نام دین ( زمانی به بهانه فرهنگسرا و زمانی به بهانه ..... ) ، دینداری پویا را به مسلخ می برند و جز به دین مثله شده و ناقص ، آن دینی که منافع و پایگاه آنان را تضمین می کند ، رضا نمی دهند.
و این بار هم ، به بهانه شادی و شعف مردم در روز ولادت امیرمومنان ، می خواهند قیافه آدم های متشخصی را به خود بگیرند ؛ غافل از اینکه خود، تردامنانی طرد شده از مردم بیش نیستند که شَعَف مردم را فدای غرض ورزی های خود می کنند:
« نکته قابل توجه در رونمایی پوریا پور سرخ این بود که بنده خدا هنوز سلام نکرده از پشت دستور می شنید...... پوریا از ارشاد تشکر کن»
هفته نامه رسانه جنوب – صفحه 3
و با آسمان و ریسمان بافتن ، با سفسطه (بر وزن فلسفه) و گرفتن ایراداتی خارج از دایره انصاف ، می خواهند در گرماگرم این هیاهو ، روزنی برای برای حضور یابند - غافل از آنکه خاصیت کلاغ ، بی بهرگی است.
مگر «سوت زدن به افتخار عرب ها» و «کف زدن به افتخار بختیاری ها ، دزفولی ها ، شوشتری ها » و ارج نهادن به اقوام مختلف در یک جشن شادی – هر چند بدین گونه ، راه اندازی شوی فشن دخترها و پسرهاست ؟
مگر قدردان اسپانسرهای برنامه و متولیان امر بودن در این برهوت بی تفاوتی ها و گوشه نظر آنان هر چند اندک به مقوله ی فرهنگ ، ره به خطا پیمودن است ؟
اگر زمانه چنین است و فرهنگ قربانی سیاست ، دیگر نه بلبلی رغبتی به خواندن دارد نه .....
و اگر چنین نیست ، پس به افتخار ارشاد.
و در پایان
همگام با هفته نامه رسانه جنوب ، ما هم تفال آنان را به دیوان امام (ره) به فال نیک می گیریم:
پیر ما گفت: ز میخانه شفا باید جست
از شفا جستن هر خانه حذر باید کرد
و از خداوند متعال خواستارم تا به اندیشه ها و قلم ها عنایت فرماید.
حسن نراقی در کتاب جامعه شناسی خودمانی می گوید از بس از ما ایرانیان تعریف و تمجید کرده اند و از بس ملتی بزرگ و پرشکوه خوانده اند، به هیچ کجا نرسیده ایم و خبری از پیشرفت در مملکت ما نیست......
در ذیل عباراتی چند از این کتاب در مورد آداب مهمان نوازی و به عبارت بهتر مهمان به بازی " ما " ایرانیان آورده شده است:
یک فرنگی که مدت ها در ایران کار می کرد از دوست ایرانی اش می پرسد: وقتی ایرانیان انسان را برای صرف چای یا میوه به منزلشان دعوت می کنند از کجای حرفشان می شود فهمید که باید وارد منزلشان شد یا نشد؟ دوستش در حالی که خنده ای بر لب داشت گفت: «خیلی مشکل است فقط با تجربه می توان تشخیص داد...
ساعت حدود نیمه شب است. از یک میهمانی برگشته ای و مجبوری یکی از همان میهمان ها را هم به منزلش برسانی. به محض این که رسیدی، آقا شروع می کند به تعارف کردن که حالا یک چایی و ... جنابعالی با سماجت تعارف می کنید که نه ان شاء الله باشد برای وقت دیگر.
در صورتی که هر دو به خوبی می دانید با زن و بچه ی خواب، محال است حتی برای یک حاجت کوتاه چند دقیقه ای بتوانید به داخل خانه بروید. ولی خوب چه ضرری!! دارد. هر دو طرف راضی از هم جدا می شوند. درست است، خواهید گفت این تعارفات از خصائل میهمان نوازی ایرانی است ولی خودمانیم این دیگر میهمان نوازی نیست، "میهمان به بازی" است.