.... در واقع این جوامع (غربی) و مدیران و مجریان آن ، اصیل ترین روش را برای برقراری نظم و انضباط و امنیت اجتماعی از طریق وارد کردن عناصر فرهنگی و رعایت قانون در ساختار فرهنگی جامعه انتخاب کرده اند. آن چنان که مردم ، آن را به عنوان امری مطلوب خود قبول نموده و در عمل به آن نهایت سعی و دقت را می نمایند. تعهد این مردمان تنها به رعایت قواعد اجتماعی از سوی خودشان ختم نمی شود بلکه آنان خود بخود و بدون آنکه کسی از آن ها خواسته باشد پاسداران حریم مقدس قانون در برابر هر خاطی می باشند.
این است که در آنجا مردم خود پاسبانانند و این جلوه ای از فرو ریختن مرز بین دولت و ملت می تواند باشد.
این رفتار مردمی ، از قضا چیزی است که در عقاید دینی ما تعریف شده است به امر به معروف و نهی از منکر. اما فقط در گفته هاست و اگر هم به ندرت انجام شود به فاجعه ، قتل ، جنایت ، کینه و دوشنی تبدیل می شود ؛ گویی چنین عقایدی حتی به گوش این جامعه نیز نخورده است.
سخنی از سید جمال الدین اسد آبادی شاید مصداقی از این اظهارنظر آقای یوسف فرامرزی در رابطه با رفتار جوامع مختلف در سعادت و شقاوت دنیوی باشد: رفتم غرب اسلام دیدم ، آمدم شرق مسلمان دیدم.