آخرین ورق پاره های زندگی
خسته شدم ؛ خسته . نمی دانم چرا تمام نوشته هایم با این کلمات شروع می شوند . افکارم پوچ پوچ است و ذهنم خالی خالی . حسی غریب مرا به نوشتن می کشاند. خیلی وقت ها این حس غریب گلویم را می فشارد . زمانی برای رهایی از آن ، در گوشه ای کز می کنم و گاهی نیز به سیاه کردن کاغذهای سفید ...
حالا هم که می نویسم همان حس عجیب با غربتش به سراغم آمده و وجودم را آشفته کرده ... برادرم ... پدرم ... ای کاش ... چه واژه نحسی ... تمام زندگی ام در این واژه گذشت .
خسته ام ؛ خسته . نمی دانم از چه . گذشته که به سراغم می آید بیزاری مرا فرا می گیرد ... کاش ... باز هم گفتم کاش...
همه جا تاریک تاریک است . تنها روشنایی من نور چراغی ست که بر صورت و ورق پاره های اطرافم افتاده . نمی دانم ساعت چند است . بخاری کنارم با شعله ای لرزان ، صورتم را جهنمی کرده و بادی سوزناک از دهان نیم باز اتاق ، سایه طنابی را همراه خود می کشاند.
سایه دستم همچون شبحی سرگردان نوشته هایم را دنبال می کند . می خواهد چیزی را از میان هذیان های درهم من بیابد. پاهایم را در شکم فرو برده ام ؛ سستی و کرختی تمام وجودم را فرا گرفته . می خواهم از یادبودهای گذشته بنویسم اما کسی مرا باز می دارد از این فکر.
تمام زندگی ام تاریکخانه ای بیش نیست . بند بند روح ام پاره شده و با هیچ وصله ای نمی شود درستش کرد الا ... زندگی شاید سراسر دروغ باشد یک دروغ محض ؛ دروغی به بی هویتی سایه روی هذیان هایم .
حرف هایم را کسی به جز سایه دستم جدی نمی گیرد و هر چه می نویسم به بیچارگی ام بیشتر پی می برد. رعد و برق همراه با سوز باد ، افکارم را همچون سایه طناب روی دیوار ، می لرزاند و محو می کند. دیگر رغبتی به نوشتن هم ندارم . صندلی را برمی دارم و می روم بالا .
رعد و برقی خواهد زد و من بر دیوار نقش خواهم بست...
زمستان ۷۸
نمی دانم چند سال پیش بود که فیلم " آسمان از آن ِ من است " را دیدم ؛ داستان یک کودک سرطانی که تنها آرزویش در انتهای زندگی چند ساله اش، به تحقق پیوست: پرواز در آسمان آبی.
ما آدم ها، آدم های بر ساحل نشسته، بی شکر نفس هایی که می آیند و می روند، خود را محصور کرده ایم در دنیای خودمان و نمی دانیم و شاید نمی خواهیم بدانیم که فراتر از مرزبندی ها و آنسوتر از مرزهای خود، آدم هایی هستند از جنس خودمان اما با حال و روز متفاوت؛ کودکانی با آرزوهای کوچک که دوست دارند بازی کنند اما رمق بازی کردن ندارند ؛ دوست دارند بخندند اما بیماری ، لبخندشان را کم رنگ کرده است.
کودکانی که تنهایی شان را با آسمان تقسیم می کنند؛ کودکانی که آسمان آبی فردا از آن ِ آن هاست: کودکان سرطانی.
کهنه تاریخ زندگی من
چند ورق سیاه شده از سربرگی که نمی دانم کی و کجا خریده ام را جدا می کنم تا شاید سفیدی غالب بر این دفتر ، نقطه ی آغازی شود برای دل ِ آغشته به غم و اندوه من.
می خواهم در این کهنه تاریخ ، تاریخی از زندگی ام را حک کنم که وقتی ورق می زنم و رجعتی به گذشته ، امید این باشد که عرق شرم بر چهره ام نقش نبندد ؛ عرقی که اکنون با نگارش این چند سطر ، بر پیشانی ام نشسته .
چند روزی ست که خسته ام ؛ بدون دلیل . شاید برای این می نویسم که کلمات نقش بسته بر این خطوط موازی ، تسکینی باشد برای برای تنهایی ام . شاید این جملات شکل گرفته بر صفحه ، اندکی موجب آسایشم شود و مرا از کنج عزلت و از چنگ غول غم برهاند.
نمی دانم از کجا شروع کنم ؛ از آمدنم به اهواز یا کار در نشریه یا از آشنایی که مرا رها کرد و رفت... نمی دانم به سوگ عزیز از دست رفته بنشینم یا غم هجران پدر را از چشمانم بیرون بریزم.. نمی دانم.. هر کدام قصه پر غصه ای دارد...
نمی خواهم به گذشته برگردم ؛ از گذشته هم فرار نتوانم ... می خواهم به " اکنون" بپردازم که به قول شاعر کاشان : " زندگی شنا کردن در حوضچه اکنون است ... "
انتصاب معاون سیاسی امنیتی استاندار به دبیری شورای راهبردی مطبوعات
سوال برانگیز است
خبرگزاری ایسکانیوز: دبیر هیئت مدیرخانه مطبوعات خوزستان با انتقاد از انتصاب معاون سیاسی امنیتی استانداری به عنوان دبیرشورای راهبردی گفت :چه لزومی دارد فردی که کمترین سابقه مطبوعاتی ندارد به عنوان دبیر شورایی برگزیده شود که هدفش رفع مشکلات وموانع موجوددر مطبوعات ورسانه های خوزستان است . هادی خوش سیما افزود: متاسفانه نگاه استانداری خوزستان به رسانه ها و تشکل رسمی و قانونی صنف مطبوعات این استان نگاهی بدبینانه است و این تصور را دارند که نباید به تشکل غیر وابسته ای که فرمان پذیر سلیقه های فردی وشخصی نیست میدان داد و جای تعجب فراوان است که این گونه مدیران چرا از ظرفیت های بالای تشکل های صنفی بهره نمی برند و برعکس سعی در ایجاد تضاد و اختلاف و نا هماهنگی دارند.
دبیر شورای راهبردی مطبوعات !
وی افزود:در پی عملکرد نامناسب استانداری خوزستان و تشکیل شورای راهبردی مطبوعات و خبرگزاری های استانداری تعدای از خبرنگاران اهوازی و اکثر خبرنگاران شهرستانی با حضور نیافتن در مراسم دولتی و فرمایشی روز خبرنگار اعتراض خود را نشان دادند.
خوش سیما گفت :متاسفانه لیست خبرنگارانی که توسط شورای راهبردی مطبوعات و خبرگزار ی های استانداری به منظور تجلیل از آنان تهیه شده کاملا سلیقه ای بوده و اسامی تعداد زیادی از خبرنگاران اهواز و شهرستانی خط خورده است.
وی افزود :برخورد سلیقه ای دبیر شورای راهبردی مطبوعات استانداری در گزینش خبرنگاران را محکوم می نماییم و انتظار داریم که ایشان ضمن احترام به جامعه مطبوعاتی خوزستان و خبرنگاران نشریات هر چه سریعتر نسبت به رفع محدودیت های ایجاد شده برای این خبرنگاران اقدام نمایند.
لینک خبر در خبرگزاری ایسکانیوز
بهانه این نوشته سخن دوستی شد که می گفت هر چه می شود و هر حادثه ای که پیش می آید مسؤلین می گویند در نتیجه کمبود امکانات است.
در جاده ها در اثر تصادف خودروها ، فراوان قربانی می دهیم .می گویند امکانات نداریم . بیکاری و اعتیاد در بین جوانان بیداد می کند ، می گویند امکانات ما کم است. در ترافیک عمر خود را برباد می دهیم ، باز هم سخن از کمبودها است . موارد بسیاری را می توان از این دست ردیف کرد ؛ گرانی ، قتل ، بیکاری و .... هرکس که اندکی بیاندیشد نمونه های بسیاری را به خاطر خواهد آورد که این جمله را شنیده است: امکانات ما ناچیز است.
حال ، سخن این است: آیا در سایر جاهای دنیا نیز در پاسخ به هر مشکلی چنین عبارتی شنیده می شود ؟ آیا در مقایسه با سایر کشورها ، ما امکانات کمتری داریم ؟ به نظر می رسد که ما چیزی کم داریم که دایره تنگناها چنین گسترده و همه جا گیر است .فقر و ناداری در کشور دامن گستر است و سهم ما از امکانات بشری ناچیز . ولی رجز خوانی ها بیش.
آنچه که ما کم داریم تدبیر است . آنچه که ما کم داریم دانش حکمرانی خوب است. آنچه که ما کم داریم بی توجهی به دستاوردهای بشری برای گذر از تنگناها و یافتن راه حل ها است. ما چنان اسیر شعاریم که یادمان رفته که دنیا بر مدار عقل و تدبیر می چرخد. بحث عقل و تدبير در مسائل كشور، امر مهمي است كه مبناي فعاليت دولت موفق و آينده نگر است. به طوري كه بدون وجود عقل و تدبير، هيچيك از اقدامات مسئولين به سرانجام مطلوب نخواهد رسيد.
مولاي متقيان ، حضرت علي (ع) را همه به عنوان منبع حکمت و خرد و تدبير هوشمندانه مي شناسند . خرد به معناي سنجيدن موقعيت روز و اتخاذ تصميمي که هم منافع شهروندان را حفظ و هم به تحکيم حکومت کمک کند ، ويژگي شايسته علي (ع) بود و در رفتار و منش حکومتي ايشان پديدار بود . مقام معظم رهبري نیز به درستي توجه دولت را به این امر (ضرورت تدبیر در اداره امور مملکت ) جلب كرده و هشدار دادند كه كشور بايد با تدبير اداره و از راهكارهاي نخبگان استفاده شود.
متاسفانه بي توجهي به اين مساله تاكنون وجود داشته و كارها آن گونه كه بايد در كشوري ثروتمند مانند ايران به درستي انجام نمي شود و بيكاري و معضلات ديگر نتيجه به كارگيري كمتر عقل و تدبير بوده است.
تنفیض یا تنفیذ

این بنر مربوط به مراسم تنفیذ حکم ریاست جمهوری دوره قبل ( مرداد ماه ۸۴ ) است که متاسفانه بعد از ۴ سال و در مراسم تنفیذ امسال دوباره از انبارها بیرون آورده شده و بدون هیچ دقتی مورد استفاده قرار گرفته است.
سه اپیزود..
محبوبم !
بعضی واژه ها مقدس اند ولی آنقدر آدم ها تکرار کرده اند که مفهوم شان را از دست داده اند و برایمان عادی شده و دیگر با شنیدنش هیچ احساسی در وجودمان برانگیخته نمی شود.
مهربانم !
با دیدن تو بود که در قلبم احساس خوشایندی به نام عشق جوشید و مرا اندکی از خودخواهی رهاند.
عزیزم !
برای کسی که دوست می دارد و با تمام قلبش ، عشق می ورزد بزرگترین مصیبت ها ، ندیدن محبوب است.