تبليغاتX
خوزنا


عده ای با حاکم کردن فضای " داروغه گری " می خواهند خود را حاکم بر حق مطبوعات معرفی کنند

پرداختن به این موضوع که آیا توهم سبز نشات گرفته از همین تخریبات جاهلانه و تحرکات نابخردانه در جغرافیای کوچک تر است یا خیر ، خود مطلب مفصلی را می طلبد

 

 

 اول :

در حکایتی آمده :  سه گاو نر ، یکی سیاه و دیگری سفید و سومی سرخ رنگ در علفزاری در کمال اتحاد می چریدند . در آن علفزار ، روباهی وجود داشت که به دلیل اتحاد و همدلی هرگز توان آسیب رساندن به آن سه گاو را نداشت.روباه نقشه تفرقه بین آن ها را کشید. در گام اول ، به گاو سیاه و سرخ گفت : کسی نمی تواند از حال ما در این مکان خرم مطلع شود مگر از ناحیه گاو سفید . زیرا سفیدی رنگ او از دور هویداست ولی ما  " همرنگیم " ؛ تیره و پنهان. اگر مجال دهید او را بخورم تا از این پس این علفزار برای هر سه ما باقی بماند.

گاو سیاه و سرخ نصیحت او را پذیرفتند و روباه به گاو سفید حمله کرد و او را درید.چند روز دیگر ، روباه محرمانه به گاو سرخ رنگ گفت : رنگ من و تو همسان است . یاریم کن تا گاو سیاه را نابود کنم تا این سرزمین پر علف برای ما که " همرنگ " هستیم باقی بماند. گاو سرخ اغفال شد و روباه در فرصتی مناسب گاو سیاه را هم درید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه هجدهم مهر 1388ساعت 16:32 توسط هادی خوش سیما |

-  منزل مهردادی می دونی کجاست ؟
-  نه نمی دونم
-  وایسا ببینم . زود باش هر چی داری رد کن بیا . ساعت ، موبایل ، پول ... زود باش ! وگرنه با چاقو می زنم ...
 و من که ساعت 9 شب برای خرید یک آب معدنی از خانه بیرون آمده بودم تا مجبور نباشم از آب اهواز  - این معضل چندین و چند ساله که خود حدیث مفصلی دارد -  بنوشم ، به ناگاه در هسته مرکزی این کلانشهر خود را در حصار موتورسوارانی دیدم که نه برای خرید و نه برای تفریح ، بلکه برای جیب بری ، جیب زنی  و اگر هم خواسته هایشان را برآورده نکنی  برای آدم کشی و قتل  ، بی هیچ دغدغه ای آمده بودند بیرون.
 در راه برگشت به خانه ؛ بی هیچ پول و ...  به خودم گفتم حاضرم آب بی کیفیت اهواز را بنوشم ، حاضرم با هزار و یک دردسر دیگر کلانشهر اهواز بسازم و کنار بیایم اما من امنیت می خواهم ...

 

+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم مهر 1388ساعت 21:55 توسط هادی خوش سیما |