آدم های عوضی
گاهی عوض می شویم و گاهی عوضی . ما آدم ها بعضی وقت ها عوضی می شویم و می زنیم به کوچه علی چپ ؛ کوچه ای که باران دروغ از زمینش می بارد ! و دامان مان را خیس می کند : همان تردامن صوفی ها می شویم .
کافی ست قطره ای ببارد – از بالا یا از زمین – حکایت همان قطره قطره می یابد که دریایی می شود – دریایی از دروغ . و تو را خیس می کند و شکوهت را باتلاقی ؛ که هر چه دست و پا می زنی بیشتر فرو می روی ... فرو می روی در چاهی که " نزهت السلطنه مسعود بهنود " * برای پاک شدن و رهایی از دنیای رجاله ها خود را در آن غرق کرد . اما ، برعکس آن دخترک معصوم ، غرق شدن مان از ناپاکی ست ُ در ناپاکی...
* رجوع شود به رمان خانوم - نوشته مسعود بهنود