<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>خوزنا</title>
<link>http://khozna.blogfa.com/</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sun, 13 Dec 2009 03:35:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>وقتی داروغه اغتشاشگر می شود </title>
<link>http://khozna.blogfa.com/post-81.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;عربده کشی داروغه مطبوعات !&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 539px; HEIGHT: 290px&quot; height=280 alt=&quot;&quot; hspace=1 src=&quot;http://www.shooshan.ir/photo/f/falsafi.jpg&quot; width=537 align=baseline vspace=1 border=1&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; جلال آل احمد در مقدمه &lt;STRONG&gt;&quot; سه مقاله &quot;&lt;/STRONG&gt; می نویسد : &lt;STRONG&gt;سخن از گلایه نیست . که طرف لایق نیست&lt;/STRONG&gt; و &quot; طرف &quot; همان ها که این روزگار را ساخته اند اما به هر صورت صاحب قلم هنوز زنده است و بر کناره این رود عفن ناله اش را سر می هد تا مبادا چشم و گوش ها به هیاهوی این رود – این ظواهر بزک کرده – بفریبد و مبادا عقل و هوشش به کرنای سیل این اخبار ، آشفته شود و به این قصد تا بداند زیر جل این ظاهرسازی ها هنوز چیزی از حیات باقی ست. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;چند وقت پیش در مطلبی  اشاره شد به اینکه استان و مطبوعات خوزستان سال هاست از بی حرمتی و بداخلاقی فردی معلوم الحال و به قول ظریفی &quot; &lt;STRONG&gt;داروغه&lt;/STRONG&gt; &quot; در رنج است . در این مجمل بر اساس دیده ها و شندیده ها ، بارزترین ویژگی او را برمی شماریم :&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;1 –&lt;/STRONG&gt; غالبا علاقه ای به گوش کردن ندارد و عجیب تر این است که حتا علاقه ای به حرف زدن هم ندارد .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;2 –&lt;/STRONG&gt; علاقه اصلی او &quot; فریاد زدن &quot; است . حتا اگر تریبون هم داشته باشد ، حتا اگر جلسه را خودش اداره کند ، باز هم عربده می کشد و سالن جلسه را با استادیوم اشتباه می گیرد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;3 – در جلسات مختلف حضور می یابد و برای ارضا حس حقارت خویش فریاد می زند تا جلب توجه کند .&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#990000&gt;( نمی دانیم چرا و از چه زمانی دچار حس حقارت شده . البته روایات در این مورد بیشمار است . قدیمی ترها می گویند ژنتیکی ست اما کسی گفت از وقتی نماینده نشده ، شب ها رویای نمایندگی مجلس را می بیند که به بهارستان رفته  و عجب آنکه در خواب هم &quot; دو دو .. &quot; می کند ! ولی وقتی از خواب ناز می پرد مزه &quot;  دو &quot; زیر زبانش می ماسد .&lt;BR&gt;دیگری می گوید می خواسته خودش تئاتر ایران زمین را بازی کند تا عکس هایش در سایت ها منتشر شود و مشهور گردد اما گناه نرسیدن به خواسته اش را بر گردن بسی خاسته انداخته و حس حقارتش  گل کرده و ... )&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;4 – اگر مجلسی خوشایندش نباشد ، اگر نتواند با عربده راه بجایی ببرد ، اگر دار و دسته اش ( که همچون گاوهای سرخ و سفید و سیاه علفزار حکایت معروف اند که فرجام خیانت در انتظار آن هاست ) هم نتوانند کاری از پیش ببرند ، متوسل به حرکات عجیب و غریب مثل قطع کردن برق می شود تا به خیال خود مجلس را از بی برقی ! ، بی رونق کند . اما این آقای اغتشاشگر نمی داند که ما در چه قرنی زندگی می کنیم .  نمی داند اتفاقات برقی هم هست که خرابکاری  او را برطرف کند ؛ مگر آنکه از قبل تدارک پنچر کردن خودرو اتفاقات برق را نیز دیده باشد !&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#990000&gt;پی نوشت :&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;این به اصطلاح مطبوعاتی که در تندروی شهره است و در کارنامه خود ایجاد اغتشاش در مجامع صنفی – همچون روز خبرنگار و در همین تالار – را یدک می کشد پس از قطع برق آمفی تئاتر آفتاب ، به اخلال چند دقیقه ای در همایش تجلیل از مدیران نمونه پرداخت که در این کار خود ناکام ماند و سالن جلسه را ترک کرد.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 13 Dec 2009 03:35:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=khozna&amp;postid=81</comments>
<dc:creator>khozna</dc:creator>
<guid>http://khozna.blogfa.com/post-81.aspx</guid>
</item>
<item>
<title> 200 میلیون تومان فروش بلیط چه شد ؟!</title>
<link>http://khozna.blogfa.com/post-80.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt; آقای شاعری  جمع و تفریق بلدید ؟!&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پیرو درج برخی خبرها مبنی بر شفاف سازی درآمدها و هزینه های کنسرت اصفهانی و خواجه امیری در اهواز از برگزار کنندگان کنسرت اصفهانی و خواجه امیری  خواسته شد که از طریق گزارش مستندی نسبت به شفاف سازی در مورد میزان هزینه ها و درآمدهای اجرای این برنامه و اینکه درآمد ناشی از بلیت فروشی به چه کسانی تعلق گرفته است اقدام نمایند. در جلسه مطبوعاتی شاعری معاون فرهنگی شهرداری اهواز در خصوص این کنسرت ها و همچنین سایر برنامه ها توضیحاتی ارائه نمود که در ذیل می آید : &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;1 - شاعری چندین و چند بار از آقای اصفهانی تقدیر و تشکر نمودند و اذعان داشت که ایشان از پایین بودن نرخ بلیط ها گلایه داشته است !&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; 2 - معاون فرهنگی شهرداری اهواز در جواب خبرنگاری مبنی بر تعداد فروش بلیط ها گفتند که تعداد 21 هزار بلیط به فروش رسیده است. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; 3 - ایشان در مورد عدم بکارگیری هنرمندان بومی در برنامه های فرهنگی استان اشاره کردند که اگر هنرمندی در خوزستان هم تراز با اصفهانی و خواجه امیری باشد ما هم هیچ حرفی در بکارگیری آن ها نخواهیم داشت !&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; 4 - وی گفت مبلغ پرداخت شده به اصفهانی برای  برگزاری کنسرت 54 میلیون و مبلغ پرداخت شده به خواجه امیری 25 میلیون بوده است. &lt;STRONG&gt;[البته مبالغ به تومان است و نه به ریال]!&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; 5 - شاعری در جواب خبرنگاری در مورد گرانی بلیط ها و عدم توان مالی بسیاری از خانواده ها برای شرکت در این کنسرت ها گفت که ما باید همه را در نظر بگیریم . در ضمن قیمت 10 هزار تومان و 8 هزار تومان که زیاد نبوده که خانواده ای نتواند آن را پرداخت کند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; 6 - معاون فرهنگی شهرداری با بیان اینکه مردم اهواز مردمی شاد نیستند گفت که باید با برگزاری این جشن ها شادی را به مردم تزریق کرد .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; آقای شاعری در توانمندی های شما به عنوان یک مدیر فرهنگی جای هیچ شکی نیست و عملکرد یک ساله شما گویای پویایی شماست !! اما این بدان معنا نیست که هیچ نقدی صورت نگیرد . هر نهاد و سازمانی در سايه نقد سازنده، سالم و با نشاط مي ماند. پیرو سخنان شما در جلسه مطبوعاتی چند مطلب مختصراً بیان می شود :&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000033&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#990000&gt;الف : شما در خصوص تعداد بلیط های فروخته شده بیان نمودید تعداد 21 هزار بلیط به فروش رسیده است. یعنی اگر این رقم صحیح باشد به عبارتی نزدیک به 180 تا 200 میلیون سود حاصل از فروش بلیط داشته ایم. ( با احتساب بلیت 10 هزار و 8 هزاری )&lt;/FONT&gt; &lt;STRONG&gt;[البته مبالغ به تومان است و نه به ریال]!&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; ب : آقای شاعری بسیاری از خانواده های اهوازی توان خرید بلیت را نداشتند . شما حساب کنید یک خانواده 5 نفره با این وضع گرانی اگر می خواست یک شب به این کنسرت ها بیایید علاوه بر هزینه های جانبی 50 هزار تومان بابت بلیت باید پرداخت می کرد. اگر شادی برای همه است و می خواهید شادی را در بین اهوازی ها تقسیم کنید لطفاً سری هم به محلات فقیرنشین بزنید تا آن وقت بدانید تقسیم شادی با فروش بلیت های 10 هزار تومانی امکان پذیر نیست . تا بدانید خانواده هایی هستند که توان خرید حتا یک بلیت را ندارند چه برسد به تعداد 5 یا بیشتر.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; ج : درست است که ما هنرمندانی هم تراز با اصفهانی و خواجه امیری نداریم[البته به لحاظ معروفیت صرفاً] که شما بخواهید در برنامه های فرهنگی از آنان استفاده کنید و به کار بگیرید ولی آیا با آوردن چند هنرمند شاخص و بی اعتنایی به هنرمندان خوزستانی ، می توانیم هنرمندان هم تراز را پرورش دهیم ؟ شما به جای مقایسه بهتر است ریشه ها و علل عدم شکوفایی ظرفیت های بالقوه فرهنگی در خوزستان را بررسی  کنید و با بها دادن به هنرمندان بومی آنان را پرورش داده تا همسطح اصفهانی یا خواجه امیری شوند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 12 Dec 2009 12:24:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=khozna&amp;postid=80</comments>
<dc:creator>khozna</dc:creator>
<guid>http://khozna.blogfa.com/post-80.aspx</guid>
</item>
<item>
<title> سخنی با فلاحی مقدم عضو شوری شهر اهواز ؛</title>
<link>http://khozna.blogfa.com/post-79.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;B&gt;دو صد گفته چون نیم کردار نیست !&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 206px; HEIGHT: 203px&quot; height=241 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.ahwazshora.com/files/text/image/aza/moghadam.jpg&quot; width=226 align=right border=0&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#000066&gt;آیا تاکنون به عنوان عضو شورای شهر اهواز و منتخب مردم ، به انتصابات سهم خواهانه و اصرار بر گماردن برخی نیروها در شورا و شهرداری نیز معترض بوده اید ؟&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#990000&gt;عده ای که خود را مالک و داروغه استان می پندارند شما را در حد یک بلندگو برای تفکرات خود می خواهند و می خواهند اظهارات شان را با امضای شما به مردم القا کنند&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اخیرا هفته نامه رسانه جنوب با چرخشی 180 درجه ای و خلاف رویکرد گذشته که &quot; تاکتیک اش در قبال استاندار یا دفاع بود یا سکوت &quot; با درج مقالات و مصاحبه های متعدد با تمرکز بر مواضع و مسائل شخصی به انتقاد از استاندار خوزستان روی آورده است و فرد در سایه آن امیدوار است بتواند با تخریب شخصیت مدیر ارشد استان و استاندار دولت عدالت محور  ، آمال و آرزوهای خفته خود را بیدار نماید. از آنجا که این گونه نقدها با شائبه غرض ورزی توام است و فاقد هر گونه استدلال منطقی ، لازم دیدم به چند نکته اشاره کنم ؛ اگر چه گفتنی ها بسیار است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; نقد و تاختی که رنگ و بوی تخریب شخصیت داشته باشد در هرجا و از هر زبان ناپسند است ؛ خواه بر کاغذهای سفید روزنامه خواه بر سبیل خطابه  و از زبان انسان های موجه ؛ چرا که نقد در معنای واقعی خود چیزی جز &quot; &lt;STRONG&gt;ذکر آمیخته با نقاط قوت و ضعف&lt;/STRONG&gt; &quot; نیست و اگر جز این باشد در قالب کینه ورزی می گنجد و عناد .  مصاحبه فلاحی مقدم ،  عضو شورای شهر اهواز ، با هفته نامه رسانه جنوب در رابطه با نقد حجازی استاندار خوزستان قابل تامل است و بررسی :&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt; &quot;&lt;/STRONG&gt; اگر نگاهی به گذشته حجازی داشته باشیم می بینیم که وی در همه دولت ها مسئولیت داشته و به یمن ارتباطاطی که داشت توانست در دولت اصولگرا هم به سمت استانداری دست پیدا کند اما شما از هر کس که سوال کنید هیچ کدام پیشینه حجازی را اصولگرا نمی داند &lt;STRONG&gt;&quot;&lt;/STRONG&gt; !&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;مطلب بالا بخشی از مصاحبه این عضو شورای شهر اهواز است . فلاحی مقدم مصاحبه خود را با فرمایشی از امام  زینت می دهد اما در ادامه با نقد غیرمنصفانه شخصیت حجازی ( نه عملکردش ) ، شاید فراموش می کند همین رهبر عزیز فرمودند : &quot; &lt;STRONG&gt;میزان حال فعلی افراد است&lt;/STRONG&gt; &quot; . بنابراین بهتر است برای ارزیابی &quot; حال فعلی افراد &quot; معیارهای بنیادین امام راحل را ملاک قضاوت قرار دهیم و اگر چنین شود به یقین می پذیرید که &quot; دو صد گفته چون نیم کردار نیست &quot; .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;امروزه تحت زعامت رهبری هستیم که می فرماید : &quot; وحدت و همدلی یکی از نیازهای کنونی است &quot; . یا تفاوت دیدگاه ها و سلیقه های سیاسی باید منجر به اهانت و تخریب شخصیت یک فرد شود ؟ در واقع اگر سخنان این عضو شورای شهر  مبنی بر تکنوکرات بودن حجازی و همسفرگی اش با دولت رفسنجانی و خاتمی درست هم باشد  آیا دلیلی بر توهین و تخریب شخصیت استاندار و چشم پوشی از خدمات ارزنده دولت عدالت محور در خوزستان می شود ؟ &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;از قدیم گفته اند هر کس یک طرفه به قاضی رود، راضی هم بر می گردد . &lt;STRONG&gt;جناب آقای فلاحی مقدم !&lt;/STRONG&gt; شما به عنوان کسی که خود را اصولگرا می نامید ، چشم تان را بر عملکرد دولت در خوزستان بسته اید و استاندارش را تکنوکراتی می معرفی می کنید که با سلام و صلوات هم می خواهید او را بدرقه کنید ! شما حتا دایره نقد غیرمنصفانه خود را نیز افزایش داده و نمایندگان و دستان و یاران گرمابه و گلستان حجازی را نیز متهم می کنید . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;بار دیگر مصاحبه خود را بخوانید :&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&quot;&lt;/STRONG&gt; شما حلقه اصلی دوستان حجازی را ببینید . همه از نیروهای شاخص کارگزاران استان هستند. &lt;STRONG&gt;&quot;&lt;/STRONG&gt; !&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &quot; با برداشتن محمود نوری { معاون سیاسی استانداری خوزستان } به برخی از نمایندگان امتیاز داده شد &quot; !&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &quot; نگاه کنید ببینید چرا روزنامه دوم خردادی از برکناری نوری و حمیدی نژاد ذوق زده شده اند . &quot; !&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;STRONG&gt;آقای فلاحی مقدم ، عضو محترم شورای شهر !&lt;/STRONG&gt; مگر نه اینکه حجازی مشاور ارشد همان استانداری ( حیات مقدم ) بود که شما را به به عنوان مدیر سازمان ملی جوانان منصوب کرد ؟ پس چگونه آن زمان هیچ گونه نقدی و سخنی از تکنوکرات بودن وی بر زبان نیاوردید و بعد به یکباره به دلیل برکناری دوستان و یاران گرمابه خود از معاونین استانداری ، فریاد وارزش ها سر می دهید و اصولگرایی را در خطر می بینید .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اگر به عملکرد محمود نوری و حمیدی نژاد که به گفته شما انتصاب آن ها توسط استاندار حرکتی مثبت بود ، نیم نگاهی می انداختید شاید در گفتن این جمله که &quot; آقای حجازی بعید بود بتواند با عناصری مثل آقای نوری کار کند &quot; اندکی تامل می کردید و تفکرات ساخته و پرداخته رسانه جنوب و آن&quot;مغز متفکرش &quot; ! را با مصاحبه خود امضا نمی کردید .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;جناب فلاحی مقدم !&lt;/STRONG&gt; در زمان مدیریت آقای حمیدی نژاد  که شما برکناری اش را به اصولگرا نبودن حجازی ربط می دهید ، به 20 درصد از نامه های تقدیمی مردم به رییس جمهوز در سفر اول هیات دولت پاسخ های کلیشه ای داده می شود  و همین امر نیز انتقاد استاندار را بر می انگیزد . آیا برکناری ایشان بنا به سلیقه بوده است یا خود معلول کم کاری های ایشان بوده ؟ &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; شما که دم از وعده های تحقق نیافته حجازی می زنید و ایشان را برای استان کوچک می شمارید ( فارغ از نقدی همه جانبه ) و به عنوان یک عضو شورا در برابر انتصابات و عزل مدیران استانداری موضع گیری می نمایید ،&lt;STRONG&gt; آیا تاکنون به عنوان عضو شورای شهر اهواز و منتخب مردم ، به انتصابات سهم خواهانه و اصرار بر گماردن برخی نیروها در شورا و شهرداری نیز معترض بوده اید ؟&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;آیا به عنوان عضو شورای شهر می دانید اهواز به دلیل بی ثباتی در مدیریت شهری و تغییر پی در پی مدیران شهرداری ، از ابتدایی ترین زیرساخت های واقعی یک کلانشهر بی بهره است ؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;جناب آقای فلاحی مقدم ! بی پرده بگویم . عده ای که خود را مالک و داروغه استان و مطبوعات می پندارند و بارها دست رد به زیاده خواهی های آن ها زده شده ، شما را در حد یک بلندگو برای تفکرات خود می خواهند و می خواهند اظهارات شان را با امضای شما به مردم القا کنند.&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 16 Nov 2009 04:31:12 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=khozna&amp;postid=79</comments>
<dc:creator>khozna</dc:creator>
<guid>http://khozna.blogfa.com/post-79.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>5 اپیزود : حاکم کردن فضای داروغه گری در خوزستان !</title>
<link>http://khozna.blogfa.com/post-78.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#990000&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 260px; HEIGHT: 182px&quot; height=216 alt=&quot;&quot; hspace=1 src=&quot;http://www.atings.com/uploads/1255267527.jpg&quot; width=323 align=right vspace=1 border=1&gt;&lt;STRONG&gt;عده ای با حاکم کردن فضای &quot; داروغه گری &quot; می خواهند خود را حاکم بر حق مطبوعات معرفی کنند&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#000066&gt;پرداختن به این موضوع که آیا توهم سبز نشات گرفته از همین تخریبات جاهلانه و تحرکات نابخردانه در جغرافیای کوچک تر است یا خیر ، خود مطلب مفصلی را می طلبد&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt; اول :&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در حکایتی آمده :  سه گاو نر ، یکی سیاه و دیگری سفید و سومی سرخ رنگ در علفزاری در کمال اتحاد می چریدند . در آن علفزار ، روباهی وجود داشت که به دلیل اتحاد و همدلی هرگز توان آسیب رساندن به آن سه گاو را نداشت.روباه نقشه تفرقه بین آن ها را کشید. در گام اول ، به گاو سیاه و سرخ گفت : کسی نمی تواند از حال ما در این مکان خرم مطلع شود مگر از ناحیه گاو سفید . زیرا سفیدی رنگ او از دور هویداست ولی ما  &quot; &lt;STRONG&gt;همرنگیم&lt;/STRONG&gt; &quot; ؛ تیره و پنهان. اگر مجال دهید او را بخورم تا از این پس این علفزار برای هر سه ما باقی بماند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;گاو سیاه و سرخ نصیحت او را پذیرفتند و روباه به گاو سفید حمله کرد و او را درید.چند روز دیگر ، روباه محرمانه به گاو سرخ رنگ گفت : رنگ من و تو همسان است . یاریم کن تا گاو سیاه را نابود کنم تا این سرزمین پر علف برای ما که &quot; &lt;STRONG&gt;همرنگ&lt;/STRONG&gt; &quot; هستیم باقی بماند. گاو سرخ اغفال شد و روباه در فرصتی مناسب گاو سیاه را هم درید.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 10 Oct 2009 13:01:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=khozna&amp;postid=78</comments>
<dc:creator>khozna</dc:creator>
<guid>http://khozna.blogfa.com/post-78.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>آب اهواز را می خورم اما امنیت می خواهم !</title>
<link>http://khozna.blogfa.com/post-77.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;-&lt;/STRONG&gt;  منزل مهردادی می دونی کجاست ؟&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;-&lt;/STRONG&gt;  نه نمی دونم &lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;-&lt;/STRONG&gt;  وایسا ببینم . زود باش هر چی داری رد کن بیا . ساعت ، موبایل ، پول ... زود باش ! وگرنه با چاقو می زنم ...&lt;BR&gt; و من که ساعت 9 شب برای خرید یک آب معدنی از خانه بیرون آمده بودم تا مجبور نباشم از آب اهواز  - این معضل چندین و چند ساله که خود حدیث مفصلی دارد -  بنوشم ، به ناگاه در هسته مرکزی این کلانشهر خود را در حصار موتورسوارانی دیدم که نه برای خرید و نه برای تفریح ، بلکه برای جیب بری ، جیب زنی  و اگر هم خواسته هایشان را برآورده نکنی  برای آدم کشی و قتل  ، بی هیچ دغدغه ای آمده بودند بیرون.&lt;BR&gt; در راه برگشت به خانه ؛ بی هیچ پول و ...  به خودم گفتم حاضرم آب بی کیفیت اهواز را بنوشم ، حاضرم با هزار و یک دردسر دیگر کلانشهر اهواز بسازم و کنار بیایم اما من امنیت می خواهم ... &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 05 Oct 2009 18:24:56 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=khozna&amp;postid=77</comments>
<dc:creator>khozna</dc:creator>
<guid>http://khozna.blogfa.com/post-77.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>جوابی بر جوابیه اداره کل تعاون خوزستان:</title>
<link>http://khozna.blogfa.com/post-76.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;B&gt;صفرهایی که فقط باعث تحیر آدم ها می شود !&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;از آنجا كه يكطرفه پيش قاضي رفتن هميشه آدم‌ها را راضي برمي‌گرداند، ‌حال كه جوابيه ای با زاویه  180 درجه ای  ! روابط عمومي محترم را درج می کنیم بد نيست چند نكته را هم از قول خودمان به آن اضافه كنيم تا جانب انصاف شايسته ‌تر نگه داشته شود و دیدمان از سطح کاغذ بلغزد و چند درجه ای بازتر شود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;یکم:&lt;/STRONG&gt; آدمی وقتی &lt;STRONG&gt;&quot; گفتم غم تو دارم&quot;&lt;/STRONG&gt; حافظ را می خواند از حاضر جوابی های طنز گونه شاخ نبات سر کیف می آید.  اما این حاضر جوابی آن هم در قالب طنز در مقوله داستان و ادبیات کهن شیرین است و خواندنی و به کار گیری آن به قول شاعر شیراز &quot; &lt;STRONG&gt;جایی &lt;/STRONG&gt;&quot; می خواهد و &quot;  &lt;STRONG&gt;مکانی&lt;/STRONG&gt; &quot;  خاص . و شایسته نیست برای ورود به هر مطلب آن را دستاویز قرار داد – آن هم جوابیه ای که باید بر مبنای آمارهای دقیق باشد تا کلمات طنزگونه. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;A href=&quot;http://shooshan.ir/default2.asp?id=830482770&amp;template=88&quot;&gt;منبع : پایگاه خبری شوشان&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 16 Sep 2009 07:42:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=khozna&amp;postid=76</comments>
<dc:creator>khozna</dc:creator>
<guid>http://khozna.blogfa.com/post-76.aspx</guid>
</item>
<item>
<title> افسانه جومونگ و حکایت روباه و زاغ</title>
<link>http://khozna.blogfa.com/post-75.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;فرهنگ سازی از نوع جومونگ ؛ جسارت در عمل&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; شکوه و عظمت فرهنگ برتر را می توان در سریال هایی همچون یانگوم و  مجموعه &lt;B&gt;افسانه جوموگ &lt;/B&gt; مشاهده نمود . ترویج روحیه دلاوری ، اعتماد به نفس  ، اتکا بر ظرفیت های بومی  ، جسارت در عمل  و ....  از نکات قابل تامل در این نوع سریال هاست . صبر بر مصائب و مشکلات و تحمل سختی ها برای رسیدن به اهداف تعیین شده در جای جای این سریال قابل مشاهده است. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در مقابل این نوع سریال ها ، وقتي به مجموعه هاي ایرانی نگاه مي کنيم با سريال هايي به شدت تکراري، غلوآميز و غيرقابل باور طرف هستيم که ترویج روحیه دلاوری و  پشتکار  در کار و .... جای خودش را به قهر و آشتي عروس و داماد، خيانت و عشق و...  می دهد و روحیه مخاطبان ایرانی نیز با چنین سریال هایی ایستا و بی مغزی و همچنین با ترویج کتاب هایی با حکایاتی همچون روباه و زاغ پرورش می یابد و طبع اش هم با مفاهیم مندرج در آن خو می گیری و نتیجه اش عادت به تن پروری ، اسراف ، بی عدالتی  می شود . نتیجه اش فرهنگی ایستا و خفته می شود که علاجش توسعه ادراک جامعه نسبت به ماهیت زندگی اجتماعی و تزریق جسارت در رگ های خشکیده ملتی است که سالیان سال در بستر فکری  مردمانش ایجاد شده است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;بدیهی است &quot;به&quot; سازی فرهنگ مردمی که به قول شاردن ، سیاح فرانسوی ، سرشار از &quot; عیش و نوش  و حقه بازی و راحت طلبی &quot; است با آموزش &lt;B&gt;حکایت روباه و زاغ&lt;/B&gt; -در همان ابتدای شکل گیری شخصیت کودکان - میسر نیست بلکه لازمه اش درونی کردن ارزش هایی است که نمودش را نه در کشورهای اسلامی و آموزش های آنان بلکه در جوامعی مشاهده می کنیم که عیش و عشرت و نشاط را در حرکت و تکاپو و کارهای پرزحمت می دانند نه راحت طلبی .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;حسن نراقی در جامعه‌شناسی نخبه کشی پس از ارائه تحلیل هایی در مورد فرهنگ مستعمل ایرانی و درونی شدن عادت &quot; نخبه کشی و تن پروری &quot; در لایه های زیرین جامعه به ارائه مصداق هایی از روزگار سپری شده سه سن از نخبگان (قائم مقام - امیرکبیر - مصدق ) روی می آورد و آن را دلیلی موجه برای تحلیل های خود می پندارد  و می نویسد: اندیشه مرسوم جامعه ما ناخودآگاه اول خود را تبرئه می کند سپس گناه همه جنایات را در استبداد و استعمار خلاصه می کند.این در حالی است که در معنی دقیق خواسته های خود و قالب های اجتماعی و چگونگی رشد و نمو واقعیات عینی مسبوق به آن ها تامل نمی کند. وی همچنین با اشاره به اینکه ایرانیان تمام عقب ماندگی خود را به گردن بیگانگان می اندازند می نویسد : برخورد تحلیلی دقیق ، کار فکری سنگینی می طلبد و این از فرهنگ فرسوده ، ناتوان و غیر مولد بر نمی آید. پس بهترین چاره ، پیدا کردن &quot; بز بلاگردان &quot; است و چه بهتر که همه گناه یک هزار سال عقب افتادن و کم کاری در زمینه های مختلف را به گردن استبداد و استعمار بیندازیم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;وی در ادامه می نویسد :  هی نگویید ملت ما تمدنی درخشان دارد . بگوييد ملت بگرديد ببينيد چه كم داريم؟ چرا اينقدر درمانده‌ايم؟ چرا متوسط كار مفيد ايرانی‌ها در روز به زير سی دقيقه ميرسد؟ چرا پای صنعت اتومبيل‌سازی ما بعد از سی سال مونتاژ هنوز اينقدر لنگ ميزند؟ چرا برای پيشبرد هر كار كوچكی بايد روزها و در بعضی مواقع ماه‌ها و سالها وقت گذاشت و اعصاب خراب كرد؟ چرا كارمندان ادارات در اكثر مواقع پدر ارباب رجوع را در می‌آورند بدون آنكه فكر كنند فردا نوبت خودشان است كه در نقش ارباب رجوع اداره‌ی ديگر ظاهر شوند؟ چرا سن سكته در اين كشور زير چهل است؟  چرا بی‌اعتمادی هر روز گسترده‌تر می‌شود؟ &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 12 Sep 2009 08:42:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=khozna&amp;postid=75</comments>
<dc:creator>khozna</dc:creator>
<guid>http://khozna.blogfa.com/post-75.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مسکن مهر خوزستان ؛ از کلنگ زنی تا به کارگیری آخرین تکنولوژی ساخت و ساز !</title>
<link>http://khozna.blogfa.com/post-74.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=2 src=&quot;http://www.fardanews.com/files/fa/news/1388/6/19/40055_302.jpg&quot; align=right vspace=2 border=1&gt;* &lt;FONT color=#0000cc&gt;آنچه در طول این 14 – 15 ماه از پروژه مسکن مهر خوزستان مشاهده شده چیزی فرای آمارهای مسئولین است. آنچه مشاهده میشود بیابانی ست 20 هکتاری با تپه ای به ارتفاع 4 متر و جاده ای مالرو که توسط زمینهای کشاورزی احاطه شده است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#990000&gt;* اجرایی نشدن پروژهای مسکن مهر در خوزستان بعد از گذشت تقریبا دو سال ، گفتار و كردار متناقض و ارائه آمار های اشتباه ، انصراف تعاونی ها و متقاضیان مسکن مهر و .... گویای حقیقت تلخ شکست پروژه مسکن مهر در خوزستان است&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در حالی که اجرای طرح مسکن مهر از مهمترین راهکارهای دولت برای خانه دار شدن افراد کم درآمد به شمار می آید ، اجرای آن در خوزستان با اما و اگرهایی همراه است. عده‌اي از جمله مسئولان استان آن را طرحی كاملا موفق مي‌دانند اما برخی آن را طرحی ناموفق محسوب می کنند که از نظر عملی هنوز به نتیجه ای نرسیده است . از نظرگاه این عده از کارشناسان ، طرح مسکن مهر در خوزستان ، فقط بر روی کاغذ خوب است و در عمل به دلیل موانع بسیار و غفلت مسئولین نتیجه ای نداده و رویای مردم کم درآمد را برای خانه دار شدن بر باد داده است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نگاهی گذرا بر روند پروژه مسکن مهر در خوزستان و تاسیس شهر های جدید رامین و شیرین شهر ، می تواند چشم انداز اجرای این طرح را در استان مشخص نماید.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://www.fardanews.com/fa/pages/?cid=90820&quot; target=_blank&gt;متن این گزارش در سایت فردا&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 11 Sep 2009 19:53:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=khozna&amp;postid=74</comments>
<dc:creator>khozna</dc:creator>
<guid>http://khozna.blogfa.com/post-74.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>جاده</title>
<link>http://khozna.blogfa.com/post-73.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;پیرزن در برزخ آسفالت و سبزه ، خاک را با سرعت غیرمجاز رنگین می کند و من آهسته مرور می کنم شیون دختری را در سوگ مادر خویش در انتهای آژیرهای ممتد...&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 02 Sep 2009 10:32:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=khozna&amp;postid=73</comments>
<dc:creator>khozna</dc:creator>
<guid>http://khozna.blogfa.com/post-73.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>یهود از منظر آل احمد</title>
<link>http://khozna.blogfa.com/post-72.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#000066&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 178px; HEIGHT: 187px&quot; height=192 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://pnubijar.ac.ir/blog/wp-content/2008/11/jalal.jpg&quot; width=215 align=right border=0&gt;* عراقی البته حق دارد شط العرب را دم به دم به روی خرمشهر ببندد ؛ چرا که تنها صادرات خاک عراق که به صورت مهر نماز به این سو می آید ، درست مساوی است با صادرات خرمای خوزستان.&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#cc0000&gt;* مزار دانیال نبی در شوش هنوز معجز می کند و استرومردخای از یک امامزاده صحیح النسب هیچ دست کم ندارد&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#000066&gt;* و این منی ( من شرقی) که از این اعراب بی اصالت چوب ها خورده است اکنون شاد است از حضور اسرائیل که می تواند لوله نفت شیوخ را ببرد و نطفه طلب و انصاف را در دل هر عرب بدوی بنشاند&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P align=justify&gt;   يهودى ستيزى و دشمنى با موجوديت اسرائيل در ایران ميراث كسانى است چون &lt;STRONG&gt;احمد فرديد&lt;/STRONG&gt; . فرديد در سخنان خود بر تنور يهود ستيزى و غرب ستيزى مى دميد و جهان را با تمام سازمان هاى بين المللى بر محور منويات فراماسونرى ها و صهيونيست ها می دانست.  &lt;BR&gt;جلال آل احمد نیز ، مفهوم غرب زدگى را از فرديد ستاند و آن را در كتاب خود بکار برد. تا جایی که غرب  با صناعاتش را همچون دیوی به تصویر می کشد که باید جان  آن را در شیشه کرد. آن را به اختیار خویش درآورد و همچون چارپایی از آن بارکشید...&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;آل احمد در سفر به سرزمین فلسطین که خود از آن به عنوان &quot; &lt;STRONG&gt;سفر به ولایت عزرائیل&lt;/STRONG&gt;&quot; یاد می کند  ، اسرائیل را فرصتی می داند برای عقب راندن حکومت های بی قانون عهد دقیانوسی اعراب...&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;آل احمد در کتاب اش چنین می نویسد:&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;حکومت یهود در آن سرزمین فلسطین نوعی ولایت است و نه دولت. حکومت اولیاء جدید بنی اسرائیل است بر ارض موعد ، در سرزمینی نه چندان فراخوانده و موعود  و به جبر زمانه یا التزام سیاست یا روشن بینی اولیاء...&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;اسرائیل را باید ولایتی بدانیم و اداره کنندگانش را اولیاء &lt;/STRONG&gt;؛ که به نام چیزی برتر از اعلامیه حقوق بشر گام می زنند ؛ گویی هوایی از یهوه در سر ایشان و آن نبوت ها... و اگر موسی می دانست که قوم را به چه سنگلاخی رهنمون است هرگز بر آن دیار  انگ ارض موعود نمی نهاد و قوم را این همه سالیان در تب و تاب نمی برد.&lt;BR&gt;و همین یک وجب خاک اسرائیل همچون مشتی روی میز هلال خضیب ، هم منشا قدرتی است و هم منشا خطری برای حصول یکپارچکی خلافت اسلامی که بسیار کسان از پس مرگ عثمانی ، خوابش را دیده اند...&lt;BR&gt;در چشم من شرقی ، اسرائیل با همه معایبش و با همه تضادهایی که در درون نهفته دارد مبنای قدرتی است و قدم اول است به عنوان نوید آینده ای که دیگر نه چندان دور است.&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;حکومت اسرائیل از نظر من شرقی ، از طرفی سر پل مطمئنی است&lt;/STRONG&gt; برای سرمایه گذاری غرب که پس از جنگ دوم ، به صورتی دیگر و با لباسی دیگر در شرق نمودار شده و بعد تجسم خشن کفاره گناهانی است که هم در آن سال های جنگ فاشیست ها در &quot; داخو &quot; و دیگر داغگاه ها مرتکب شدند.&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;گناهی است و غربی مرتکب شده و من شرقی کفاره می دهم و سرمایه ای است که غربی صادر می کند و من شرقی پایگاه می دهم.&lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt;در این همه اگر راستش را بخواهیم ، مسیحیت حجابی از اسرائیل میان خود و عالم اسلام کشیده است تا من خطر اصلی را نبینم ؛ سر اعراب اینچنین است که گرم شده.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#000099&gt;قوم یهود و ایرانی&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;در عهد بوق داریوش و خشایارشاه ، این من بودم که استر را بر تخت نشاندم و مرخای را به وزارت برگزیدم... مزار دانیال نبی در شوش هنوز معجز می کند و استرومردخای در همدان از یک امامزاده صحیح النسب هیچ دست کم ندارد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#000099&gt;ایران ، یهود ، اعراب &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;من شرقی غیر عرب ، فراوان چوب اعراب را خورده ایم و هنوز می خوریم&lt;/STRONG&gt; با این همه باری که از اسلام بدوش من بوده است و هنوز هست ، ایشان مرا عجم می دانند. رافضی هم می دانند. محرابی برای تشیع من قایل نیستند و چون بدتر از من ، چشم به غرب و صنایع اش دوخته اند ، اصلا مرا نمی بینند که هیچ ، مرا سر خر هم می دانند . بوشهر و بندرعباس من کور شده است تا کویت و بصره ی او ، بندر آزاد باشد.&lt;BR&gt;و تلازه این عرب دیگر عرب نیست . با این همه برای عراقی و مصری و کویتی که مسلما هیچ کدام شان بازمانده عرب دوره جاهلیت نیستند ، &lt;STRONG&gt;تنها منم که هنوز عجم مانده ام. من ؛ یعنی تنها عجم روزگار برای این عرب کادیلاک سوار کنار خلیج فارس !&lt;/STRONG&gt; همه اعجام دیگر حال بدل شده اند به سروران و صاحبان نفت . &lt;BR&gt;حق هم چنین است . چون روزگاری که این من شرقی ، در تن برامکه و بنوعمید و بنو مهلب ، عالم را می گرداند ، گذشته است و به جای زر جعفری ، اکنون دلار و لیره مسلط بر بازار بصره و بغداد و شام است .&lt;BR&gt;و عراقی البته حق دارد شط العرب را دم به دم به روی خرمشهر ببندد ؛ چرا که تنها صادرات خاک عراق که به صورت مهر نماز به این سو می آید ، درست مساوی است با صادرات خرمای خوزستان.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;پس از همه این ها  اعراب ، اصیل ترین شان سعودیانند که همچون خوکان به &quot; چرا &quot; در منجلابی از نفت سرگرمند ؛ که دست قضای الهی ، کعبه را همچون گوهری در میان شان نشانده است و البته این گوهر برای امرای سعودی تابشی ندارد . چون ایشان سی چهل سالی است که به آخور نفت سرگرم است.&lt;BR&gt;و این سعودی که احترامی برای خود کعبه قایل نیست برای من چه احترامی می تواند قایل شود که زایر کعبه بوده ام ؟ &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;کعبه او اکنون به ریاض نقل مکان کرده است که &lt;STRONG&gt;دکل چاه های نفت به جای گلدسته ی مساجد&lt;/STRONG&gt; در زمین هایش روییده و اگر هنوز سعی ای می کنند ، سعی میان صفا و مروه نیست ، سعی میان &quot; آرامکو &quot; و &quot; استاندارد اویل &quot; است یا سعی است میان پاریس و نیویورک با حرمسرایی در پشت سر و آبروریز اسلام ؛ با همه فضاحت ها شان و معالجه بواسیر و پروستات هایشان !&lt;BR&gt;و&lt;STRONG&gt; این منی ( من شرقی) که از این اعراب بی اصالت چوب ها خورده است اکنون شاد است از حضور اسرائیل که می تواند لوله نفت شیوخ را ببرد و نطفه طلب و انصاف را در دل هر عرب بدوی بنشاند و سر خرها بسازد برای حکومت های بی قانون عهد دقیانوسی ایشان.&lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt;و این پوسته ها باید به تندباد وحشت سرائیل از جا کنده شوند تا من شرقی بتواند از جبروت حکومت های دست نشانده ی نفت ، خلاصی یابد و حضور اسلام را لمس کند که اکنون زیر زنجیر تانک های امریکایی در سراسر شرق می کوبندش و حضورش را به حضوری مخفی بدل کرده اند و بی دسترس  به وسایل انتشاراتی و منابع کسب خبر در خواب اصحاب کهف ، فروش کرده اند... &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 28 Aug 2009 14:19:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=khozna&amp;postid=72</comments>
<dc:creator>khozna</dc:creator>
<guid>http://khozna.blogfa.com/post-72.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
